تاریخنامه

مصاحبه با آقای دکتر منوچهر ستوده (قسمت دوم)

    در یکی از پست های تاریخنامه، قسمت اول مصاحبه با آقای دکتر منوچهر ستوده را قرار داده بودم. در این پست نیز قسمت دوم و پایانی مصاحبه آمده است.


  • چگونه موضوعات برای تحقیق را انتخاب می کردید؟

موضوع در ضمن کار به ذهن پژوهشگر می رسد. تا زمانی که وارد کار تحقیق و پژوهش نشوید، طبیعتاً موضوعی هم نخواهید داشت. وقتی درگیر موضوع می شوید می بینید که یک جای کار ایراد دارد و هنوز جای تحقیق و پژوهش دارد. من ابتدا از لهجه ها شروع کردم وقتی دیدم مادربزرگم کلماتی را بکار می برد که دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرند وارد پژوهش در باره لهجه ها شدم. ضمنا در پژوهش به دنبال علایق خود باشد ببینید ذهن شما با چه موضوعاتی راحت تر کنار می آید. وقتی وارد جاده تحقیق شدید، کمبودها را بیشتر حس می کنید.

  • کدام یک از کارهایتان را بیشتر دوست دارید؟

همه کارهای خود را در شرایطی انجام داده ام که به آن علاقمند بودم. در ضمن اینکه یک کاری را من دوست داشته باشم دلیل نمی شود که شما هم به همان اندازه به آن علاقمند باشد. اما اگر از بین کارهایم بخواهم انتخاب کنم، از آستارا تا استارآباد را معرفی می کنم. کتابهایی که در ارتباط با خوارزم و ماوراءالنهر نوشتم نیز از جمله آثار مورد علاقه من است.

  • چه مشکلاتی در تهیه کتاب از آستارا تا استارآباد با آن روبه رو بودید؟

مشکلات و گرفتاریها زیاد بود. یکی از مشکلات عمده ما با کدخداهای محله ها و روستاها بود. آنها فکر می کردند که ما دنبال گنج و عتیقه هستیم! مدتی طول می کشید تا به ما اعتماد کنند. یک بار دادگشتری کرج 4 تا آدم گردن کلفت را به هنگام حفاری غیرمجاز دستگیر کرده بود. آنها هم گفته بودند که این آقا [دکتر منوچهر ستوده] در کتابش نوشته که فلان جا و فلان قلعه گنج و عتیقه دارد و آدرس هم داده! گاهی نوشتن کتاب به ضرر آدم می شود.

  • آیا از آثاری که در کتاب خود آورده اید خبری دارید؟ الان وجود دارند یا نه؟

عده ای از علاقمندان آمده بودند و می گفتند که ما قصد داریم کار شما را پیگیری کنیم. گفتم منظورتان چیست؟ گفتند داریم بررسی می کنیم که چه تغییراتی در این مسیر و آثاری که معرفی کرده اید. صورت گرفته است. متاسفانه باخبر شدم که اطراف رشت و طالش را که بررسی می کردند تمام سنگ های کتبیه ای را کندند و بردند!

  • آقای دکتر کمی از این روزهای خود برای ما بگوئید، اینجا تنها هستید؟

                   تک و تنها غریب و بی همدم

                     سر نهاده بر زانوی ماتم

پخت و پز، ریخت و پاش، جمع و جور ، جارو و پارو همه و همه با خودم هست

              سرخوشم با یاد معشوق وخیال خویشتن

             واگذار ما را  ای  مدعی  با حال خویشتن

  • استاد، خسته که نشدید؟

نه، نه تنها من خسته نشدم بلکه لذت هم بردم. این برخورد افکار به ما ایده می دهد و بسیار خوب است.

 

توجه:

مصاحبه طولانی و خواندنی که با آقای دکتر منوچهر ستوده انجام شده بود را در دو بخش خلاصه کردم و بیان همه مطالب این مصاحبه در این مجال نمی گنجد. امید است مورد توجه خوانندگان محترم قرار بگیرد.

 

 

 

 

 

   + محمدجعفر اشکواری ; ٧:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">