تاریخنامه

مصاحبه با آقای دکتر منوچهر ستوده (قسمت اول)

   همیشه علاقمند بودم تا با آقای دکتر ستوده دیداری داشته باشم. تابستان سال گذشته یکی از دوستانم کتاب آثار تاریخی ورارود و خوارزم دکتر ستوده را برای من آوردند و گفتند که من این کتاب را از ایشان به یادگار گرفته ام. متوجه شدم دوست من در باغی که دکتر ستوده ساکن هستند مشغول به کار بودند و اتفاقا با ایشان هم در ارتباط با اشکور و جغرافیای این منطقه بسیار گفتگو کرده اند.

 


   تمام مقدمات دیدار با آقای دکتر آماده شده بود اما متاسفانه به دلایلی موفق به این دیدار نشدم و هنوز هم در پی آن هستم تا در اولین فرصت برای دیدار با ایشان به کلارآباد تنکابن عازم شوم.

   اما، مدتی قبل ایمیلی از یکی از دوستانم برای من رسید که عنوان آن "مصاحبه با آقای دکتر ستوده" بود. خیلی ذوق زده شدم. متوجه شدم که آقای محرابی از دبیران تاریخ شهرستان بابل و جمعی از دبیران تاریخ  شهرستان نور به دیدار آقای دکتر ستوده رفته بودند و مصاحبه ای را نیز با ایشان داشته اند. با موافقت آقای محرابی این مصاحبه را در دو قسمت خلاصه کردم . با تشکر از آقای محرابی و همکارانشان.

دکتر منوچهر ستوده، متولد ۲۸تیرماه ۱۲۹۲ در تهران

ـ تحصیل ابتدایى در مدرسه آمریکایى ها

ـ ورود به کالج آمریکایى در تهران ۱۳۰۷

ـ تحصیل در دانشسراى معلمین در رشته زبان و ادبیات فارسى ۱۳۱۳

تدریس در مدارس لاهیجان، بندر انزلى و تدریس زبان در دبیرستان شرف تهران

ـ ادامه تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسى و اخذ مدرک دکترا ۱۳۲۴

ـ تدریس در دانشکده الهیات

ـ راه اندازى و مسؤولیت کتابخانه دانشگاه تهران ۱۳۳۵

ـ انتقال به دانشگاه ادبیات و تدریس تاریخ سلسله هاى محلى شمال ایران، آسیاى مرکزى و افغانستان

برخى از آثار دکتر ستوده:

1) فرهنگ گیلکی

 2) فرهنگ سمنانی- سرخه ای - لاسگردی- سنگسری - شهمیرزادی.

 3- قلاع اسماعیلیه در رشته کوههای البرز.

4-تصحیح و تحشیه آثاری چون؛ تاریخ گیلان و دیلمستان- تاریخ رویان. تاریخ مازندران.  تاریخ خانی. تاریخ خاندان مرعشی مازندران.

5- استوناوند.دژی که سه هزار و هشتصد سال از عمر آن می گذرد.

6- از آستارا تا استراباد.

  •  آقای دکتر  شما در  زمینه جغرافیای تاریخی کار کرده اید، در این ارتباط توضیح دهید.

 اگر دقت کرده  باشید در این کوهها  وجب زمینی نیست که اسم نداشته باشد و این اعلام بهترین منبع لغت است برای ما،  یعنی میراثی که از گذشتگان رسیده و باید حفظ  شود. قبل از  تشریف فرمایی شما مشغول صحبت با آقای مشایخی از نوشهر بودیم. ایشان درمورد اعلام جغرافیای منطقه رشته جبال  البرز کار می کنند و مشغول نوشتن فرهنگی هستند از منتهاالیه رامسر گرفته تا گرگان، تکه تکه اسم های جنگلی (نه شهر و ده ) هر قطعه زمین، مثلاً در اینجا، ده هکتاری که شما نشسته اید چهار تا اسم دارد یک طرف خرما رَج ،طرف دیگر سوته چال، سمت دیگر ریگ چشمه و دیگری افرا چشمه. یعنی در ده هکتار زمین 4 تا اسم دارید که  هر کدام مفهوم و معنای خاصی دارد و خیلی هم سابقه تاریخی در بر دارد، از 5 و 6 هزارسال هم می گذرد. ایشان دارد این لغتها را جمع می کند و می نویسد.بنابراین پرداختن به جغرافیای تاریخی خود از عوامل زنده نگهداشتن سابقه تاریخی و ادبی منطقه بشمار می آید.

  • کار آقای مشایخی  میدانی است یا کتابخانه ای؟

 میدانی. اشکال بزرگ ما این کتابهاست کتابها نه تنها راهنما نیستند گمراه کننده هم هستند. ایشان به فرهنگ  دهخدا مراجعه کردند تا این اعلام را بیابند ولی در 24 جلد این کتاب اثری از این اسامی نیست. حتی کتابهایی مانند آنندراج به ما کمک زیادی نمی کند، برای زبان فارسیِ معیار که فارسی ماست نوشته نشده، از این جهت لغات این زبان فارسی که الان تکلم می کنیم در این فرهنگ ها پیدا نمی کنیم. به همین دلیل  در این مواقع باید دست به مطالعه میدانی زد.

  • با این وجود، راهکارهای شما در این زمینه چیست؟

   مملکت یک مملکتی است قدیمی، که از  7000 سال تمدن برخوردار است. این  چنین تمدنی را نمی شود نادیده گرفت. برای مطالعه پیرامون این سرزمین نباید صرفا رفت سراغ کتب فرنگی؛ البته الگوبرداری خوب است اما ما داریم لقمه را از  قفا می خوریم.  ما دارای توانایی های زیادی هستیم اما متاسفانه تحقیقاتی که ما انجام می دهیم از  مسیر صحیح  خارج شده اند و تنها تقلید صرف شده اند. الان رسائلی که نوشته می شود، پایان نامه های که برای من می آورند  از خودشان چیزی ننوشتند.  ما باید آنچه از خودمان است، باید آن احساس و درک درون خودمان را بیاوریم روی کاغذ بعد بپردازیم به این که فلان آلمانی یا گیرشمن یا پوپ چی گفته. ما باید خودمان را باور کنیم و به جای تقلید دست به نوآوری و ابتکار بزنیم. باید توجه داشته باشیم که خارجی هایی که درمورد کشورمان مطالعه کرده اند یا به عنوان سیاح آمده اند، همگی دارای نیات خیر نبوده اند و باید به اینن جنبه کارهایشان نیز توجه شود و بی گدار به آب نزد. گاهی سیاحی که به ایران می آمد بدون هیچ مطالعه و روش خاصی به دنبال جمع آوری مطالب بود. هر چند مثلاً خواندن خط میخی با آنها بوده و ما نه تنها توجهی نکردیم  بلکه شروع کردیم به خراب کردن. نمی خواهیم تمام حرکات و سکنات آنها را نفی کنیم. ما اگر بخواهیم 100 درصد به آنها اعتماد کنیم  به نظر من کار عاقلانه ای نیست . به عنوان مثال یک آلمانی که صفحات  کردستان را مطالعه می کرده 5 تا 6  آبادی را پشت سر هم نوشته نازانم، نازانم...  آخه نازانم اسم چند تا آبادی که نیست. اشکال این بوده که این آقا از فردی پرسیده اون هم  گفته نازانم یعنی  نمی دانم.

   بنده نه خودم آدم مهمی هستم نه این کارهایی  که کردم کار مهمی است ذوقی داشتم علاقه ای و دلی داشتم  این علاقه در همه شماها هست نه اینکه نباشه یک جنبش و حرکتی بکنید شما هم از بنده می گذرید.

   وقتی در آغاز کارم به بنده ریاست پیشنهاد شد  گفتم:ریاست را نمی خواهم، می خواهم  معلم باشم و شدم معلم.  وقتی به محل خدمتم رفتم دیدم آنها دارند با هم صحبت می کنند  من آنها را نمی فهم، گفتم یعنی چی زبان محل من و وطنم را متوجه نمی شوم. شروع کردم به یاد گرفتم و در آوردن لغات آن . اولین فرهنگی که راجع به زبان و لفظ های  محلی جمع شد من نوشتم که 7800 لغت را جمع کردم. این چیزی مهمی نیست کار غیر عادی نیست فقط توجه بنده به این بود که این زبانی هست  که این  داره صحبت می کنه هم ولایتی من هست هم شهری من هست  هم خاک من هست من هم باید یاد بگیرم ، اگر کسی بخواهد می شود و کار مشکلی نیست.

 

  • گاهی تغییراتی در اسامی جغرافیایی صورت گرفته است، نظر شما را در این زمینه جویا می شویم.

این اعلام گذشته و سابقه ما را نشان می دهند. مثلاً چول ها و سولها در ناحیه شرقی گرگان شهری  و زندگی داشتند که سابقه آنها خیلی طولانی و دراز است آنها تا حمله مغول پا برجا بودند بعد از  حمله مغول  ریشه کن شدند چون شهرشان را خراب کردند.

 در حمله  یزید بن مهلب با شول (چول)شروع می کنه به معاهده بستن که شما تا چه  اندازه می توانید از ما حمایت کنید. این قدمت آنها برمی گردد به قبل از تاریخ این اسم . بنابراین یک  ده که  اسم به این بامسمایی است  عوض کردند کار درستی نیست.

 گرگان را حفاری کرده بودیم  شهر را درآوردیم حمامش را نشان دادیم کاروانسرایش را نشان دادیم گفتیم اسم اینجا گرگان است، گفتند گرگان اسم گرگ است! بله گرگ باشه چه اشکالی داره؟  اسم شیر هم داریم اسم پلنگ هم داریم پلنگ آب رود  و شیرَجا. در همین نزدیکی جایی است که خاندان شیرجا در آنجا بودند. حتی اسم وراز (خوک)هم توی این منطقه و  توی منطقه کرد نیشن داریم.اعلام جغرافیایی یک گنجینه بسیار پر ارزشی است که ما خیلی مواقع به دیده حقارت به آن نگاه می کنیم . من یادم هست که تاریخ سیستان را تصحیح می کردم تو تهران کسی نبود که من20 یا 22 تا اشکال داشتم که بروم از کسی بپرسم. خیلی تلاش کردم، گفتند تنها کسی که می توانست کمک کند  آقای مجتبی مینوی است ،آقای مینوی کجاست؟ ایشان در لندن است  نامه ای به ایشان نوشتم و ماجرا را برایشان توضیح دادم. گفتند من چیزی از خدمتم باقی نمانده حدود 20 یا25 روز دیگر برمیگردم تهران. ایشان آمدند کتاب را  گرفتم رفتم نزد ایشان، اشکالات را نگاه کرد. در مورد نهبدان، بنده جلوتر اطلاع داشتم که نهبندان از دو کلمه تشکیل شده یکی نیه و دیگری بندان، نیه یک ده بوده بندان یک ده دیگر با همدیگر شده نهبندان. ایشان نظر من را رد کردند و گفتند که اینگونه نیست و شما دارید با اطلاعات امروزی خود این نظر را می دهید.

  در رشته جبال البرز که کار می کردم حدود230  اسم جمع کردم که مطلقاً با فارسی امروز جور در نمیاد. ریشه اش با ریشه اینها نمی خونه نه با پهلوی نه با اوستایی. با خودم فکر کردم نکنه این زبان دیوها بوده که فردوسی از آنها گفتگو می کنه ؟رفتم  از شاهنامه اطلاعاتی را بدست آوردم، دیدم مردمی بودند براستی متمدنتر از زندگی ما ! خیلی بالاتراز ما، 5 زبان 6 زبان  تحصیل می کردند زبان چینی می دانستند یک چنین تمدنی در اون تاریخ بوده از بین رفته تمام عوارضش را با خود از بین برده امروز چگونه با یک سؤال ساده می توانیم بگوییم که مثلاً تهران چی بوده، مسئله این است که جنابعالی تا تمام  لهجه های ایران را مسلط نباشی  و تا کار با این لهجه ها نکرده باشی نمی توانی  وارد این میدان و گود بشوی و پهلوانی خودتان را نشان بدهی .مجبوری که تمام اینها را اطلاع پیدا کنی یک دوره از تاریخ گذشته ما اطلاع حاصل کنی همه اینها روی هم دیگر جمع شود بعد بشینی روی یک کلمه جغرافیای اظهار نظر کنی و گرنه به این آسانی امکان ندارد.

ادامه دارد....

 

 

 

   + محمدجعفر اشکواری ; ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">