تاریخنامه

عاقبت کسب علم!

   معرکه‌گیری با پسر خود ماجرا می‌کرد که تو هیچ کاری نمی‌کنی و عمر در بطالت به سر می‌بری. چند با تو بگویم که معلق زدن بیاموز، جهانیدن و رسن بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی.

   اگر از من نمی‌شنوی، به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ (به ارث مانده) ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادربار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد!

 

گزیده طنز عبید زاکانی، به اهتمام ابوالفضل زرویی نصر آباد.

   + محمدجعفر اشکواری ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٩
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">