تاریخنامه

آداب و رسومی که هنوز از یاد نرفته اند...

  با نگاهی به اطراف متوجه می شویم که بهار و سال نو در راه است. بگذریم از اینکه امسال، بهار عجله زیادی داشت تا زمستان را کنار بزند و خودنمایی کند. با توجه به اینکه چند روزی نیز تا پایان سال باقی نمانده و عید نوروز را در پیش داریم  به نظرم رسید تا مطلبی را در ارتباط با آداب و رسوم مربوط به این ایام بنویسم.


همه شما می دانید که زندگی شهری و مدرن!باعث از بین رفتن بسیاری از آداب و رسوم و سنت های قدیمی شده است. در این پست قصد دارم تا به صورت مختصر بخشی از آداب و رسوم مربوط به عید نوروز در منطقه اِشکِوَر را بیان کنم.

اگرچه بسیاری از سنت ها از بین رفته اند ولی باز هم در این منطقه کوهستانی مردمانی هستند که به آداب و رسوم اجداد خود پای بندند.

چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه سوری)

مراسم آخرین چهارشنبه سال در اشکور همراه با آداب خاصی اجرا می شود. در این شب با روشن کردن آتش در هفت نقطه همه از روی آن عبور می کنند و "زردی من از تو و سرخی تو از من" را زمزمه میکنند. یکی دیگر از کارهایی که در این شب انجام می‌دهند این است که، یکی از خانم‌ها با دستة جارو به دختران مجرد حاضر در جمع زده و به آنان می‌گوید: «ایشاالله تی بَخت واز بابو...». «انشاالله بختت باز بشه» . شام این شب سبزی پلو و تُرشِ تَره با ماهی است. صبح روز بعد مادر خانه خاکسترهای باقی مانده از شب قبل را جمع میکند و به نقطه ای دور از روستا می برد و در این فرایند نباید کسی او را ببیند به همین دلیل صبح زود این کار را میکند.

عید نوروز

   قبلا جشن نوروز در اشکور با آداب و رسوم مفصل و خاصی برگزار می شد اما متاسفانه امروزه اثر چندانی از آن آداب و  رسوم باقی نمانده ولی باز هم برخی از آداب و رسوم  گذشته باقی مانده و این جای شکر دارد.

   خانم ها با گَردگیری، خانة‌تکانی، شستن فرش‌ها و «گِل‌کار کردن» به استقبال سال نو میروند .دخترهای روستا به اتفاق هم به طبیعت می‌روند و  دسته هایی زیبا از گُل‌های طبیعت تهیه میکنند و به خانه می‌آورند. سپس سَردَرِ هر اتاقی  شاخه گلی می چسبانند. مقداری گندم و عَدَس را نیز برای سبزی سفره هفت سین اماده می کنند. روز قبل از عید، از نزدیک‌ترین چشمه روستا آب می‌آورند و غروب همان روز همه‌ی خانواده برای ادای احترام به افرادی که در بین خانواده یا خویشاوندان درگذشته، شمعی را روشن و برای شادی روح آنان فاتحه می‌خوانند. مردم این منطقه معتقدند که نباید لحظه سال تحویل را بیرون از خانه بود و تا جایی که ممکن است شب عید را در خانه کسی نمی مانند. بعد از تحویل سال، فردی از افراد خانواده که  به خوشقَدَم بودن معروف است، بیرون خانه می‌رود  و از آبی که روز قبل تهیه کرده بودند، جلوی در خانه می‌ریزد و معتقدند که آب روشنایی ، تازگی و  شادابی را به خانه می آورد. بعد از این کار، وارد خانه می‌شود و سال نو را به همه تبریک می‌گوید. بعد از تحویل سال، یکی از خویشاوندان بّره ای که تازه متولد شده است را به خانه بستگان خود می برد و مادر خانواده کمی حنا به پیشانی بره می مالد و نیز حبه قندی را در دهان وی قرار می دهد و به فردی که بره را نیز آوره هدیه ایی تقدیم می کند. معتقدند که بره نشان زایش و تولدی دوباره است که با سال جدید و نو نیز ارتباط دارد. در ضمن مادر خانواده سنگ کوچک و سفیدی را قبلا آماده کرده است را در کمدی قرار می دهد و این کار را برای این انجام میدهد که معتقدند اعضای این خانه در مقابل مشکلات و سختی ها مانند سنگ مقاوم باشند.

     روز عید، ابتدا همه اهالی به خانه کسی می‌روند که در آن سال، عزیزی را از دست داده و به اصطلاح محلی «ناعید» داشته باشد. بعد از آن‌جا همگی به خانه‌ دوستان و بستگان رفته و سال نو را به همدیگر تبریک می‌گویند. بعد از دید و بازدید از بستگان نزدیک، از ابتدای روستا شروع می کنند و تا انتهای روستا به خانه تک تک افراد می روند . در این دید و بازدیدها اغلب به نقل قصه های قدیمی می پردازند و  نواختن نی نیز در  این محفل ها فضای دل انگیزی را بوجود می آورد. یکی از مراسمی که در گذشته بوده و امروزه نیز کم و بیش در بین اهالی منطقه رایج است؛ «مُرغانه جَنگ» «جنگ تخم مرغ» است. جوان‌ها با در دست داشتن تخم‌مرغ، به هر خانه‌ای که می‌روند، از صاحب‌خانه می‌خواهند تا چند تخم‌مرغ بیاورد، سپس تخم‌مرغ‌ها را به همدیگر می‌زنند، تخم‌مرغ هر طرف که شکست، طرف مقابل صاحب تخم‌مرغ‌ها می‌شود.

سیزده بدر

   در روز سیزده بدر همه اهالی روستا به منطقه ایی نزدیک روستا می روند و در آنجا سیزده بدر را سپری می کنند. البته هر روستایی در این منطقه مکان مشخصی برای این روز دارند. بازی های محلی و امروزی نیز بخشی از این مراسم است. بازی هایی چون "تَپ کَشَنی" (تا حدودی شبیه کریکت امروزی)، "سنگ کی" (بازی با سنگ)، "قِیش کی" (بازی که با کمربند انجام می دهند) و...

  البته مراسمی نیز در گذشته رایج بوده که امروزه اثری از آنها نیست مانند "پیر بابو"، "عروس گلی" و... از آنجاییکه علاقه زیادی به منطقه و آداب و رسوم  آنجا دارم، قصد م بر این است تا در فرصت مناسب فهرستی از آداب و رسوم این منطقه را جمع آوری کنم. ان شاالله

   سعی کردم به صورت خلاصه مطالب را بیان کنم اگرچه کمی طولانی شد. البته مراسم دیگری نیز وجود دارد که ذکر همه آنها باعث اطاله کلام خواهد شد. امیدورام زندگی شهری و ماشینی امروزی باعث نشود که سنت های باقی مانده نیز از یاد بروند!

"شَمِ سال نو مِوارِک"و "ایشالله سال خوبی شَمِ رِ بابو"(سال نوی شما مبارک و  ان شاالله سال خوبی برای شما باشه)

 

 


 



   + محمدجعفر اشکواری ; ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">