تاریخنامه

برف = بحران؟!

ماجرا از آنجا شروع شد که باد بسیار شدیدی چهارشنبه‌شب 2/11/1392 تنکابن را در نوردید و پنج شنبه همه با حیرت درباره آن صحبت می کردند. برخی آن را طبیعی و برخی آن را نشانه بدی می‌دانستند. تصور عمومی بر این بود که زلزله‌ای در پیش است، اما برخلاف باور عامه‌ی مردم اتفاقات دیگری رقم خورد. وقتی غروب جمعه 4/11/1392 بارش برف آغاز شد شور و نشاط عجیبی در بین مردم بوجود آمد. قرار بود که صبح روز شنبه 5/11/1392 از تنکابن به سمت زنجان حرکت کنیم، اما صبح روز شنبه کم کم نگرانی در بین مردم مشاهده می شد، زیرا حدود 15 سانتی متر برف باریده بود و کماکان ادامه داشت. بیشتر مردم فکر می کردند که بارش برف قطع خواهد شد، اما هر چه به غروب شنبه نزدیک تر می شدیم، بارش برف شدیدتر می شد.


همان شب اول تلفن ها قطع شد. صبح روز یکشنبه بارش برف به اندازه ای بود که پذیرفته بودیم برف از حالت طبیعی خارج شده است. روز دوم برق برخی مناطق قطع شده بود و محله ما نیز با قطعی برق و تلفن مواجه شد. فاصله محله ما تا مرکز شهر 4 کیلومتر است. مشکلات یکی پس از دیگری نمایان شد. قطعی برق سبب شده بود تا نانوایی ها تعطیل شوند و این موضوع مشکل اساسی را برای مردم بوجود آورده بود. بارش برف سبب مسدود شدن راه های ارتباطی با مرکز شهر شد و مردم پای پیاده به شهر می رفتند تا هم از معدود مغازه ها خرید کنند و در صورت امکان گوشی های تلفن همراه خود را شارژ کنند. بارش برف در روز یکشنبه نیز ادامه یافت. روز دوشنبه بارش برف برای ساعاتی قطع شد و من به اتفاق همسرم راهی مرکز شهر شدیم تا برخی وسایل مورد نیاز را خریداری کنیم. در بین راه شاهد صف طولانی مردمی بودیم که برای خرید نان تجمع کرده بودند. نانوایی مذکور از طریق موتور برق کار می کرد و همین نیز برای مردم کافی بود. در بین راه شاهد شکسته شدن درختان و یخ زدن پرتقال هایی بودیم که بر روی درخت باقی مانده بودند یا خودروهایی که در برف رها شده بودند و فقط سقف آنها پیدا بود. در یکی از پاساژهای شهر مکانی را یافتیم که گوشی های همراهمان را شارژ کنیم، اما بعد از 10 دقیقه برق آنجا نیز قطع شد. مسیر برگشت همزمان شد با تاریکی هوا و شروع برف و بوران وحشتناک که فاصله دید را تا چند متری کاهش داده بود. وقتی به خانه رسیدیم متوجه شدیم که پدرم هنوز از نانوایی برنگشته و این بر نگرانی ما افزود که البته بعد از گذشت دو ساعت ایشان نیز با 4 نان بربری برگشتند. چندمین شب متوالی را نیز دور چراغ گردسوز سپری کردیم. صبح روز سه شنبه اهالی بیماری را که وضعیت وخیمی داشت با وسیله ای که از دو قطعه چوب و چند پتو درست کرده بودند به بیمارستان منتقل کردند. هنگام ظهر با فروریختن سقف خانه ی همسایه ی ما وحشت عجیبی در بین مردم بوجود آمد. معماری خانه های شمال برای مقابله با باران ساخته شده است و توانایی تحمل برف شدید را ندارد. همین امر سبب شد تا مردم سراغ خانه های خود بروند و برف های روی شیروانی ها را خالی کنند، اما ارتفاع برف به حدود 50/1 رسیده بود این امر را مشکل می ساخت. خبرهای ضد و نقیضی از مرگ افراد می رسید و فرو ریختن سقف برخی خانه ها بر نگرانی و وحشت مردم افزوده بود. در این مدت اپراتورهای تلفن همراه نیز دچار مشکل شده بود تماس ها به سختی صورت می گرفت . اهالی محله  موتور برقی تهیه کردند و نانوایی را راه‌اندازی کردند و به جای نان لواش که تا پیش از آن می پخت، قرار شد بربری پخت شود. برای اولین بار که نان بربری نانوایی لواشی محله ما را دیدیم تعجب کردیم، بعداً متوجه شدم که برخی از جوانان محل در تهیه آن همکاری داشتند و محصول مشترک جوانان و نانوای محل ما بود. به هرحال با طلوع روز چهارشنبه به تدریج بارش برف کاسته شد  و بار دیگر امید در دل مردم زنده شد. با عبور ابرهای تیره و روشن شدن هوا فقط برف بود و برف! جاده ها مسدود بود و اخباری مبنی بر کمک رسانی استان های همجوار به شهرستان های برف زده.

غروب روز چهارشنبه مسیر اصلی ارتباط محله ما با شهر باز شد و تا غروب روز پنج شنبه نیر برخی از مسیرهای فرعی نیز باز شدند. در این مدت فقط از روز دوشنبه جاده ارتباطی استان های مازندران و گیلان باز شده بود و تردد اندکی در آن صورت می گرفت.

این خلاصه آن چیزی بود که بر ما گذشت، اما سوالی که ذهن من را مشغول کرده این است که آیا بارش برف مساوی است با بحران؟! بارش برف در شهرستان های تنکابن، عباس آباد، نشتارود، کلارآباد، رامسر و غیره هشدار جدی بود برای ساکنان این مناطق و بویژه برای مسولانی که هیچ فکری برای این موضوع نکرده بودند. در مدت بارش برف هیچ کس پاسخگو نبود، به جرأت می توان گفت اگر بارش برف ادامه می یافت معلوم نبود چه بلایی سر مردم می آمد. خدا را شاکریم که وضعیت از این بدتر نشد. باید از استان‌هایی که به کمک شهرستان های برف‌زده آمدند تشکر کرد. اما این پایان داستان نیست، اقتصاد شهرستان تنکابن و شهرهای همجوار دچار آسیب جدی شده و خانه های بسیاری تخریب شده است و باغ‌های میوه یخ زده شده‌اند و محصولات بسیاری از بین رفته است و استخرهای ماهی و گلخانه ها نیز آسیب دیده‌اند. بنابراین می طلبد که تمام دستگاه ها دست به دست هم داده تا به کمک مردم بشتابند تا از این مرحله سخت عبور کنیم. ان شاالله

 

   + محمدجعفر اشکواری ; ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">