تاریخنامه

به یاد استاد شاهرخ اورامی

بعد از گذشت مدتها امروز برای تحویل یکی از عکس هایی که در همایش سلمان فارسی با اساتید گرفته بودم، خدمت آقای دکتر بادکوبه رفتم، به محض

تحویل عکس، جمله ای از ایشان شنیدم که ابتدا فکر کردم به دلیل شخصیت خاص آقای اورامی این را گفتند. ایشان فرمودند: «خدا بیامرزد آقای اورامی را»! گفتم: «واقعاً». آدم جالب و دوست داشتنی بود. ایشان متوجه شدند که من از ماجرا بیخبرم، به همین دلیل گفتند که ایشان مدتی قبل از دنیا رفتند...


چه لحظه ی سختی بود..

به یاد خاطرات شیرین حضور در کنار ایشان و اشعاری که فی البداهه می سرودند افتادم. انسان فوق العاده ای بود. روز همایش با لبلس محلی (کُردی) در جایگاه قرار گرفتند و اشعاری را در وصف سلمان و امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) قرائت کردند که بعد از اتمام آن تمام سالن برای لحظاتی ایستاده وی را تشویق کردند. ایشان از برادران اهل سنت بودند. از جمله کتاب های می توان به موارد زیر اشاره کرد:

«تولای علی(ع) در فرهنگ کردهای اهل سنت جهان»، «شعاع مهر حسین(ع)»، «دیوان شعر کردی فاطمی و علوی»، «تولای حسین(ع) در ادب اهل تسنن»، «مهر رضوی در آئینه ادبای کرد» و «ترا من دوست دارم را چه کردی»...

در یکی از سایت ها می خواندم که مرحوم اورامی یک روز بعد از ملاقات با دبیر جشنواره فجر، بیت زیر را برای ایشان پیامک فرستاده بودند:

«روز مرگم گریه لازم نیست لبخندی بزن/ بازدید من از این سیاره پایان یافته است».

ظاهراً بعد از گذشت دور روز از این پیامک، در روز پنج شنبه 1391/10/21 از دنیا رفتند. روحش شاد و یادش گرامی

«این عکس در جوار مقبره حافظ گرفته شدبه اتفاق آقای دکتر بیات، مرحوم اورامی، دکتر فقهی زاده و دکتر بادکوبه»

 

 

   + محمدجعفر اشکواری ; ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">