تاریخنامه

چِلِّه شُو

اهالی اِشکور علیا و بویژه مردمان روستای یازِن شب یلدا را چِلِّه شُو می‌نامند. این موقع از سال برف تمام روستا را سفیدپوش می‌کند. در گذشته خانه‌ی پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در این شب شلوغ بود. اگرچه امروزه دیگر از کُرسی خبری نیست، اما در گذشته، کُرسی محور شب‌نشینی‌های چِلِّه شُو بود.


معمول بود که برای شام شب یلدا از گوشت گوسفند غذایی تهیه می‌کردند که به آن «چَل» می‌گفتند. تنقلات را در سینی که «مَجما» نام داشت، قرار می‌دادند و روی کرسی می‌گذاشتند. تنقلات عبارت بود از گندم و تخمه‌ی کدویِ بِرِشته، فندق، نخود و کشمش. نقلِ داستان‌های کهن و قدیمی توسط پدربزرگ یا مادربزرگ یکی از برنامه‌های اصلی شب یلدا بود. معمولاً در هر خانواده‌ یک نوازنده نی حضور داشت و بخشی از شب چلّه را به سازِ دلنشین نی اختصاص می‌دادند. همچنین فال می‌گرفتند و بازی‌های محلی انجام می‌دادند. مانند دیگر نقاط ایران، مردمان دیار اشکور نیز باورهای خاصی درباره‌ی این شب دارند؛ اینکه حتماً باید در شب یلدا ماست بخورند و دلیل آن را این گونه بیان می‌کنند که «اگر شب یلدا ماست بخورید، در گرمای تابستان احساس تشنگی نمی‌کنید!».

متاسفانه بسیاری از سنت های قدیمی در اشکور مانند دیگر مناطق ایران به تدریج در حال فراموشی است و این زنگ خطری برای نسل‌های بعدی است که دیگر نشانی از پیشینیان ندارند. امیدوارم آنهایی که دست اندرکارند، برنامه‌های جدی‌تری برای حفظ میراث گذشتگان در نظر بگیرند.

   + محمدجعفر اشکواری ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">