تاریخنامه

مسافرت و سرگرمی

همانگونه که می‌دانید ایام تعطیلات و مسافرت نزدیک است. یکی از مسائلی که در مسافرت ها مطرح می‌شود، چگونه گذراندن مدت زمانی است که در اتوبوس یا قطار به سر می‌برید. عده‌ای فرصت بدست آمده را غنیمت می‌شمارند و می‌خوابند!، برخی کتاب، مقاله، روزنامه یا مجله می‌خوانند، برخی جدول حل می‌کنند، برخی موسیقی گوش می‌دهند، برخی به تماشای فیلم می‌پردازند، برخی نیز ترجیح می‌دهند به مسیر اطراف جاده خیره شوند و برخی نیز سرشان تو تلفن همراه است ... خلاصه هر کس به نوعی سعی می‌کند این مدت زمان را با انجام کاری سپری کند تا مسیر برایش خسته‌کننده نباشد.


تا بحال به سرگرمی‌‌های انسان‌ها در گذشته در جریان مسافرت فکر کرده‌اید؟ اگرچه امکانات امروزی در اختیار آنان نبود ولی آنها نیز برای خود برنامه داشتند و از فرصتی که در مسیر برایشان پیش می‌آمد به انجام کارهایی می‌پرداختند تا سفر برایشان کسل‌کننده نباشد. البته همان‌گونه که در ادامه خواهد آمد، هر فرد به فراخور توانایی خود سرگرمی هایی داشت که ابن جبیر (د.614ق) به بخشی از آن اشاره می‌کند: «چون روز دوشنبه بیستم ماه در آمد بر آبی در جایی به نام دنقاش فرود آمدیم که چاهی است با آب گوارا، چهارپایان و مردم بی شمار که جز خدای عزّوجلّ کسی شمار آنان را نداند که از آن یک چاه سیراب می شوند. در این صحرای بی فریاد جز با شتر- که بر تشنگی تحمل بسیار دارد- سفر نتوان کرد و بهترین وسیله‌ای که مردم مرفه بکار می‌برند، هودج‌هایی است شبیه به محمل که بهترین نوع آن یمانی [ساخته یمن] است زیرا چرم دوزی شده و فراخ‌اند، دو هودج را با ریسمانی استوار به هم می‌بندند و بر پشت شتر می‌نهند و دسته‌هایی دارد که به پایه های هودج پیوسته و بر آنها سایبانی است و سوار بر آن با همراه خود، زیر سایه، از گزند آفتاب سوزان صحرا در امان است و بر مخدّه خود می‌نشیند و پشت بر پشتی می‌دهد و آنچه غذای ره توشه و جز آن دارد با هم‌کجاوه خود تناول می‌کند و هرگاه بخواهد به مطالعه قرآن یا کتابی می‌پردازد و هر کس از آن هودج‌نشینان که بازی شطرنج را روا داند با همراه خود برای سرگرمی و رفع ملال به بازی شطرنج می‌پردازد و خلاصه، وسیله ایست که رنج سفر را بسیار آسان می‌کند، در صورتی که دیگر مسافران بیشتر بر فراز بارها بر پشت اشتران می‌نشیند و از تَفِ بادهای گرم، رنج و مشقتی می‌بینند و به جان می‌آیند».

                   سفرنامه ابن جبیر، ترجمه پرویز اتابکی، ص 100.

   + محمدجعفر اشکواری ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">