تاریخنامه

انتقاد به سبک بیهقی!

خواجه ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی (د.۴٧٠ق.) نویسنده کتاب ارزشمند تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) است. بیهقی بعد از اینکه مدت زیادی از عمر خود را در دربار غزنویان (محمود، مسعود، مودود، فرخزاد و عبدالرشید بن محمود) سپری کرد، کتاب ارزشمند و سی جلدی تاریخ بیهقی را تالیف کرد که امروزه تنها بخشهایی از آن باقی مانده است.

 


انتقاد به حاکم و شرایط وقت، یکی از ویژگی های بیهقی است که در جای جای کتاب وی می توان یافت. به عنوان نمونه، یکی از روش های وی این است که بعد از بیان یک مطلب، مقصود اصلی خود را در انتهای آن گزارش می آورد، یا با مقایسه دو دوره، ضعف موجود بر حاکمیت را گوشزد می کند. برای نمونه، هنگامی که سلطان مسعود غزنوی در سال 426ق. وارد گرگان شد، ماجرایی اتفاق افتاد که بیهقی با ارائه گزارش آن واقعه، در انتها، انتقاد و نظر خود را بیان می کند.

«و امیر رضی الله عنه بگرگان رسید. روز یکشنبه بیست و ششم ماه ربیع الاول، و از تربت قابوس بگذشت و بر آن جانب شهر جایی که محمدآباد گویند فرود آمد بر کران رودی بزرگ، و بر راه که میرفت ازین جانب شهر تا بدان جانب فرود آید، مولازاده ای دست به گوسپند دراز کرده بود، متظلم پیش امیر آمد و بنالید. امیر اسب بداشت و نقیبان را گفت هم اکنون خواهم که این مولازاده را حاضر کنید. بتاختند و از قضاءِ آمده و اجلِ رسیده مولازاده را بیاوردند. بیستگانی خوار بود با گوسپند که اِستده بود. و امیر او را گفت: بیستگانی داری؟ گفت: دارم، چندین و چندین. گفت: گوسپند چرا ستدی از مردمان ناحیتی که ولایت ماست؟ و اگر بگوشت محتاج بودی، بِسیم چرا نخریدی؟ که بیستگانی ستده ای و بینوایی نیست. گفت: گناه کردم و خطا کردم. گفت: لاجرم سزای گناهکار ببینی. فرمود تا وی را از دروازه گرگان بیاویختند و اسب و سازش بخداوندِ گوسپند داد و منادی کردند که هرکس که بر رعایایِ این نواحی ستم کند، سزای او این باشد. و بدین سبب حشمتی بزرگ افتاد. و "راعی رعیت را بدین و مانند این نگاه تواند داشت، که هرگاه که پادشاه عطا ندهد و سیاست ه بر جایگاه نراند، همه کارها بر وی شوریده و تباه گردد».

بلافاصله، گزارشی از ماجرای رفتار امیر سبکتگین با فردی که محصول خرمای باغداری را به رایگان و اجبار از وی می ربوده، آورده است. سبکتگین با اطلاع از این ماجرا، «فرمود تا رسنی آوردند و پیلبان را به رسن استوار ببستند...چند بار به بُست رفتیم و پیلبان [مجرم] بر آن درخت بود...و از چنین سیاست باشد که جهانی را ضبط توان کرد».

توجه: سلطان مسعود یکی از امیران غزنوی است که علارغم قدرت و شکوهی که از دوره محمود برای وی به ارث مانده بود، با اقداماتی بیخردانه و نسنجیده، غزنویان را در مسیر انحطاط قرار داد.

           «تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض، ص 583-580».

 

   + محمدجعفر اشکواری ; ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">