تاریخنامه

کوچک اما بزرگ!

از ١١ آذر سال ١٣٠٠ شمسی، هشتادونه سال گذشته اشت. اگرچه از برف و بوران آن ایام در گردنه های گیلوان خبری نیست اما یاد و خاطره مردی که برخلاف اسمش، بزرگ بود در خاطره ها و تاریخ باقی مانده است.


میرزا یونس معروف به میرزاکوچک خان (١٢۵٧-١٣٠٠ش) بانی نهضت جنگل یا انقلاب گیلان بعد از رشادت و دلیری های فراوان و بدنبال از دست دادن بسیاری از یاران خود ، هنگامی که به همراه  گائوک -افسر آلمانی معروف به هوشنگ- به سمت خلخال در حرکت بود در گردنه های اطراف گیلوان با برف و بوران وحشتناکی مواجه شد و در اثر سرمای شدید جان خود را از دست داد. تلاش های فردی که از خلخال به سمت گیلان می رفت برای نجات جان این دو نیز بی نتیجه ماند. سرانجام با دستور سالارشجاع -برادر حاکم تالش- رضا اسکستانی سر میرزا را از تن وی جدا و توسط خالو قربان به سردارسپه (رضاخان) تقدیم شد. بعدها سر میرزا به همراه جسدش به سلیمان داراب رشت منتقل و به خاک سپرده شد.

در شماره ١٣ روزنامه جنگل درباره اهداف نهضت آمده است: «قیام جنگلی ها برای تقویت دولت و حفظ مملکت است. جنگلی ها وقتی اسلحه را از خود دور می کنند که مطمئن شوند افراد ایرانی از تطاول متصدیان خارجی و همکاران داخلی به دور مانده است. آمال قلبی جنگلی ها و مرام واقعی آنها، افتتاح مجلس شورای ملی، استحکام مبانی مشروطیت، راحتی ملت و محو ظلم و استبداد، قطع ریشه های خیانت و مصونیت وطن از تعرض دشمنان است»

این سر که سربلند و مه جبین است         جبین است

یا آفتاب و طالع زمین است                     زمین است

خاکش زعشقت ای وطن عجین است      عجین است

انصاف ده که مزد سر نه این است           نه این است

                                                 "خلیل دانش پژوه"

                                                 فخرائی، سردار جنگل، ص 386-393

"یاد و خاطره میرزا و یارانش گرامی باد"

   + محمدجعفر اشکواری ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">