تاریخنامه

نبشت خدایان

«و بر کوه اروند [الوند] صخره یست عظیم و بر آن دو طاق بکنده مربع، بر آن کتاب ها نبشته بخطی بدیع آن را نبشته خدایان گویند و اسکندر بهمدان بگذشت این صخره را بدید آنرا نمی دانست خواندن. از امم مردان را بخواند کسی نمی دانست، پس یکی را آورد معمر کی آن خط را می دانست، گفت: نبشته است: «الصدق میزان الله تعالی الذی تدور علیه العدل و الکذب میکال الشیطان الذی تدور علیه الجور. فقولوا الصدق و لو بمقیاس شعرهً فانه نور من الله و اصدقوا من صدقکم فالصدق یولد صدقاً و لا تکذبوا، من کذبکم فیولد الکذب کذباً فثمره هذا دواء و ثمره هذا داء» و بیش از این است. «[ترجمه] و من دروغی بگفتم و آفریدگار من را در این صخره بازداشت تا عبرت خلق شدم. این حکمت ناطقه بگیرید از این صخره صامته». من این صخره را دیدم، سطرها بعضی سر بالا نبشته است و بعضی سرنگون و جای میخ می نماید که تاریخ پادشاهانیست یا نشان گنجی یا حادثه‌ی عظیم». 

ادامه مطلب
   + محمدجعفر اشکواری ; ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()

پیچ...

متونی که در ادبیات دوره‌ی اسلامی در زمینه‌ی عجایب‌نگاری به رشته تحریر درآمده‌اند، علی‌رغم بیان شگفتی‌ها و غرایب سرزمین‌های مختلف، اطلاعات دیگری نیز ارائه می.دهند. می‌توان گفت که عجایب‌نگاری ها منبع قابل اتکایی در زمینه‌ی مردمشناسی جوامع اسلامی به شمار می‌روند، زیرا اطلاعات فراوانی درباره‌ی باورداشت‌ها، پندارها، انواع بازی‌ها، دغدغه‌ها، گروه‌های مختلف مردم و غیره ارائه می‌دهند. یکی از این متون، تحفه‌الغرائب اثر محمد بن ایوب الحاسب الطبری (د. ح. 485 ق) است که افزون بر عجایب‌نگاری، اطلاعات فراوان دیگری نیز ارائه می‌دهد.

ادامه مطلب
   + محمدجعفر اشکواری ; ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
comment نظرات ()
BlogLike textcolor="#333333" linkcolor="#2f57a2" backgroundcolor="#ffffff">